تورنمنت ماهانه‌ی ترید FeneFxبرای بهترین تریدرهای هر ماهبیش از 2,000,000 دلار حساب پراپ
گره معاملاتی در پرایس اکشن چیست؟

گره معاملاتی در پرایس اکشن چیست؟

گره معاملاتی در پرایس اکشن ناحیه کوچکی از نمودار است که قیمت در آن مکث می کند و با چند کندل کم دامنه و فشرده نوسان می کند. سپس با یک حرکت قوی از آن خارج می شود. معامله گران سبک RTM این ناحیه را علامت می زنند، چون قیمت در بازگشت به آن اغلب واکنش نشان می دهد.

۴.۸
★★★★★
★★★★★
(۴۴۷)به این مطلب امتیاز بده

تشخیص گره به تنهایی کافی نیست. باید بدانید کدام گره ارزش معامله دارد، ناحیه را از کجا تا کجا رسم کنید و چه زمانی آن را باطل شده بدانید. این راهنما همین مسیر را از تعریف تا یک مثال عددی کامل طی می کند.

گره معاملاتی چیست؟

گره معاملاتی چیست
گره معاملاتی یک توقف کوتاه در میانه یا انتهای یک حرکت قیمتی است. در این توقف، خریداران و فروشندگان برای مدت کوتاهی به تعادل می رسند و کندل ها بدنه کوچک و دامنه محدود دارند. خروج پرقدرت قیمت از این ناحیه نشان می دهد یکی از دو طرف کنترل بازار را به دست گرفته است.
«گره» اصطلاحی فارسی است و در منابع انگلیسی معادل واحدی ندارد. نزدیک ترین معادل ها عبارت اند از:

  • بیس (Base)
  • گره قیمتی (Price Node)
  • ناحیه تصمیم (Decision Point)

اگر قصد جستجو در منابع انگلیسی دارید، این سه عبارت نتیجه بهتری می دهند.
گره با ناحیه رنج معمولی تفاوت دارد. بازار رنج ممکن است ده ها کندل طول بکشد و دامنه بزرگی داشته باشد. گره کوچک و فشرده است و اهمیتش از حرکت قوی بعد از آن می آید، نه از خود توقف.
این فشردگی در پراپ تریدینگ اهمیت بیشتری دارد. سقف دراودان در حساب پراپ محدود است و ناحیه کوچک تر امکان انتخاب حد ضرر کوچک تر را می دهد.

تفاوت گره معاملاتی پرایس اکشن با گره معاملاتی در بورس ایران

این دو مفهوم فقط هم نام هستند. در بورس ایران، گره معاملاتی یک وضعیت مقرراتی است. در این وضعیت نماد با وجود صف خرید یا صف فروش، چند روز پیاپی کمتر از حجم مبنا معامله می شود و مشمول دستورالعمل رفع گره می شود. آن موضوع به دامنه نوسان و حجم مبنا مربوط است و ربطی به تحلیل نمودار ندارد. موضوع این مقاله فقط گره در تحلیل پرایس اکشن است.

گره های معاملاتی چرا شکل می گیرند؟

منطق گره بر سفارش های پرنشده استوار است. وقتی قیمت با سرعت از یک ناحیه خارج می شود، فرض بر این است که بخشی از سفارش های بزرگ در آن ناحیه اجرا نشده اند. در بازگشت قیمت، همین سفارش های باقی مانده می توانند واکنش ایجاد کنند.
این یک فرض تحلیلی است و قابل مشاهده مستقیم نیست. در بازار غیرمتمرکز فارکس، دفتر سفارش های واقعی در دسترس معامله گر خرد قرار ندارد. به همین دلیل گره را باید یک ناحیه با احتمال واکنش دانست، نه یک سطح قطعی.
برای تشخیص گره باید دو نوع کندل را از هم تفکیک کنید:

  • کندل مومنتوم: بدنه بزرگ و سایه های کوچک دارد و قدرت یک طرف بازار را نشان می دهد.
  • کندل بیس: بدنه کوچک دارد و سایه کندل نسبت به بدنه بلند است.

گره از یک یا چند کندل بیس ساخته می شود که بین کندل های مومنتوم قرار گرفته اند.

گره در ساختارهای RBR، DBD، RBD و DBR

حرکت قیمت را می توان به سه جزء تقسیم کرد: رالی (Rally) یا حرکت صعودی، دراپ (Drop) یا حرکت نزولی، و بیس. از ترکیب این سه جزء چهار ساختار به دست می آید و گره همان بیس میانی آن هاست.

ساختارترتیب حرکتنوع ناحیهماهیت
RBRرالی، بیس، رالیتقاضاادامه دهنده
DBDدراپ، بیس، دراپعرضهادامه دهنده
DBRدراپ، بیس، رالیتقاضابرگشتی
RBDرالی، بیس، دراپعرضهبرگشتی

گره ادامه دهنده یا گره برگشتی

در حالت ادامه دهنده، قیمت در مسیر روند مکث می کند و سپس در همان جهت ادامه می دهد. در حالت برگشتی، گره در انتهای یک حرکت شکل می گیرد و خروج قیمت خلاف جهت قبلی است.
نوع گره را فقط بعد از خروج قیمت می توان تعیین کرد. هنگام شکل گیری بیس، هیچ نشانه قابل اتکایی از جهت خروج وجود ندارد. به همین دلیل معامله روی گره معمولا در بازگشت قیمت به آن انجام می شود، نه هنگام تشکیل آن.

گره فقط برای اسکلپ است یا توان تغییر روند هم دارد؟

پاسخ به تایم فریم و جایگاه گره در ساختار بازار بستگی دارد. گره ای که در تایم فریم پنج دقیقه و در میانه یک روند شکل گرفته، معمولا فقط یک واکنش کوتاه ایجاد می کند و برای اسکلپ مناسب است. گره ای که در تایم فریم روزانه و روی یک سطح مهم تشکیل شده، می تواند مبدا یک حرکت چندروزه باشد.
پس پیش از معامله، ابتدا با تحلیل مولتی تایم فریم جایگاه گره در ساختار بزرگ تر را بررسی کنید و سپس متناسب با آن انتظار حرکت داشته باشید.

انواع گره معاملاتی در سبک RTM

انواع گره معاملاتی در سبک RTM
RTM مخفف Read The Market است و یک سبک پرایس اکشن مبتنی بر عرضه و تقاضا به شمار می رود. مفاهیمی مانند فلگ لیمیت، FTR و MPL را IF Myante، بنیان گذار این سبک، تعریف کرده است. در آموزش های فارسی معمولا چهار نوع گره معرفی می شود.

فلگ لیمیت (Flag Limit)

فلگ لیمیت یا FL یک بیس کوچک است که هنگام عبور پرقدرت قیمت از یک سطح حمایت یا مقاومت شکل می گیرد. قیمت در نزدیکی سطح مکث کوتاهی می کند، یک رفت و برگشت محدود می سازد و سپس سطح را پشت سر می گذارد. در یک توصیف فشرده، FL ناحیه ای است که بازار در آن جهت خود را انتخاب می کند و در دل ساختارهای RBR و DBD قرار دارد.

اشتباه رایج: فلگ لیمیت همان الگوی پرچم کلاسیک نیست. پرچم کلاسیک یک کانال موازی بعد از میله پرچم است، اما FL در RTM یک ناحیه افقی کوچک است. اگر به دنبال شکل پرچم بگردید، ناحیه را اشتباه علامت می زنید.

دو مفهوم مرتبط دیگر را هم باید بشناسید:

  • FTR (Fail To Return): وقتی رخ می دهد که قیمت بعد از شکست یک سطح اصلاح می کند اما نمی تواند به پشت آن بازگردد، و در انتهای اصلاح یک بیس تازه می سازد.
  • FTB (First Time Back): اولین بازگشت قیمت به چنین ناحیه ای است و معمولا معتبرترین برخورد محسوب می شود.

لانگ شدو (Long Shadow)

لانگ شدو کندلی با سایه بسیار بلند است. این سایه در تایم فریم پایین تر یک حرکت رفت و برگشتی کامل است که گاهی حاصل استاپ هانتینگ است و معمولا یک گره درون خود دارد. پس سایه بلند فقط یک نشانه کندلی نیست و می تواند به عنوان ناحیه معاملاتی استفاده شود.
روش رایج این است که محدوده ۵۰ درصد سایه را ناحیه احتمالی واکنش در نظر بگیرید. اگر قیمت دقیقا به این سطح واکنش نشان ندهد، تایم فریم را کاهش دهید و گره واقعی را درون سایه پیدا کنید.

هیدن گپ (Hidden Gap)

هیدن گپ بخشی از بدنه یک کندل بلند است که سایه های کندل قبل و بعد آن را نپوشانده اند. در این بخش قیمت چنان سریع حرکت کرده که معامله ای در جهت مخالف ثبت نشده است. برخلاف گپ معمولی، این شکاف روی نمودار دیده نمی شود، اما از نظر جریان سفارش ها وجود دارد.
ناحیه میانی این بخش پوشش داده نشده معمولا نقطه مورد توجه است. این مفهوم از نظر منطق به شکاف ارزش منصفانه در سبک ICT و اسمارت مانی نزدیک است، هرچند قواعد رسم و معامله این دو یکسان نیست.

پرشین گلف (Persian Gulf)

پرشین گلف به گره ای گفته می شود که در فاز اصلاحی یک روند شکل می گیرد. در این گره یک یا چند کندل در مسیر بازگشت قیمت دوباره واکنش نشان می دهند و روند اصلی از سر گرفته می شود.
درباره این اصطلاح باید محتاط بود. واژگان رسمی RTM شامل Flag Limit، FTR، BSZ، MPL، کوازیمودو، دایموند و کامپرشن است و نام پرشین گلف در این فهرست دیده نمی شود. این عنوان در آموزش های فارسی رواج دارد و تعریف آن در منابع مختلف یکسان نیست.
پیشنهاد عملی این است که آن را یک بیس ادامه دهنده در دل اصلاح بدانید و با همان معیارهای اعتبارسنجی سایر گره ها بسنجید.

چطور گره معاملاتی را روی چارت شناسایی و رسم کنیم؟

چطور گره معاملاتی را روی چارت شناسایی و رسم کنیم
شناسایی گره از حرکت های قوی شروع می شود، نه از جستجوی خود گره. مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید:

  1. در تایم فریم تحلیلی خود، حرکت های پرشتاب با چند کندل مومنتوم پشت سر هم را پیدا کنید.
  2. به مبدا آن حرکت برگردید و کندل های بیس را درست پیش از شروع حرکت مشخص کنید.
  3. ناحیه را از بالاترین سایه تا پایین ترین سایه کندل های بیس رسم کنید.
  • برای ناحیه دقیق تر، می توانید در گره تقاضا از پایین ترین سایه تا بالاترین بدنه را علامت بزنید.
  • در گره عرضه می توانید از بالاترین سایه تا پایین ترین بدنه را علامت بزنید.
  1. مستطیل را به سمت راست امتداد دهید. بررسی کنید که قیمت از زمان تشکیل به آن بازگشته است یا خیر.

ناحیه دقیق تر حد ضرر کوچک تری می دهد، اما احتمال اجرا نشدن سفارش را افزایش می دهد. انتخاب بین این دو به سبک معاملاتی شما بستگی دارد.

وقتی گره دیده نمی شود: رفتن به تایم فریم پایین تر

گاهی حرکت قوی فقط با یک لانگ بار انجام شده و هیچ کندل بیسی دیده نمی شود. در این حالت گره درون همان کندل پنهان است و با کاهش تایم فریم نمایان می شود.
اگر مرز ناحیه بین دو تایم فریم چند پیپ اختلاف داشت، به جای یک خط، یک زون رسم کنید که هر دو را پوشش دهد.

چک لیست اعتبارسنجی گره: کدام گره ارزش ترید دارد؟

هر توقف قیمتی گره قابل معامله نیست. پیش از ثبت سفارش، این پنج معیار را بررسی کنید:

  • قدرت خروج: قیمت باید با کندل های مومنتوم و بدون مکث از گره دور شده باشد. خروج کند و پرسایه نشانه ضعف ناحیه است.
  • فشردگی بیس: گره با تعداد کندل کمتر و دامنه محدودتر معمولا معتبرتر است. بیس طولانی به رنج نزدیک می شود.
  • تازگی ناحیه: گره ای که قیمت هنوز به آن بازنگشته اولویت دارد. با هر برخورد، بخشی از سفارش های فرضی مصرف می شود و احتمال شکست ناحیه بالاتر می رود.
  • دستاورد حرکت: حرکت خارج شده از گره باید کاری انجام داده باشد. نمونه آن شکست یک سطح مهم یا بریک آف استراکچر و ساخت سقف و کف جدید است.
  • هم جهتی با تایم فریم بالاتر: گره تقاضا در دل روند نزولی تایم فریم بالاتر معامله پرریسک تری است.

گره ای که حداقل چهار معیار را داشته باشد، قابل بررسی است. داشتن همه معیارها نیز موفقیت معامله را تضمین نمی کند و فقط احتمال را بهبود می دهد.

ستاپ معاملاتی با گره ها

معامله روی گره در بازگشت قیمت به ناحیه انجام می شود. برای این کار باید سه چیز را از قبل مشخص کنید: روش ورود، محل حد ضرر و هدف قیمتی.

نقطه ورود: سفارش لیمیت یا ورود با تایید؟

دو روش رایج برای ورود وجود دارد:

  • سفارش لیمیت: با لیمیت در فارکس سفارش شرطی روی لبه ناحیه ثبت می شود. نسبت ریسک به بازده بهتری می دهد. اگر قیمت بدون واکنش از گره عبور کند، معامله مستقیما با زیان بسته می شود.
  • ورود با تایید: معامله گر صبر می کند تا قیمت وارد ناحیه شود و در تایم فریم پایین تر نشانه بازگشت بدهد. نمونه این نشانه ها یک کندل تایید مانند اینگلف یا شکست ساختار کوچک است. در این روش بخشی از حرکت از دست می رود و گاهی معامله اصلا فعال نمی شود. در عوض از ورود به گره های ضعیف جلوگیری می کند.

برای معامله گران کم تجربه تر، روش ورود با تایید محتاطانه تر است.

حد ضرر و حد سود

حد ضرر پشت گره قرار می گیرد. در معامله خرید، آن را چند پیپ پایین تر از پایین ترین سایه ناحیه بگذارید. در معامله فروش، آن را بالاتر از بالاترین سایه بگذارید.
در معاملات فروش، حد ضرر با قیمت Ask فعال می شود. پس اسپرد را هم باید به این فاصله اضافه کنید.
حد سود منطقی، نزدیک ترین گره مخالف در مسیر قیمت است. اگر فاصله تا آن گره کمتر از دو برابر حد ضرر باشد، معامله از نظر نسبت ریسک به ریوارد توجیه ضعیفی دارد.

مثال عددی یک معامله کامل

این یک سناریوی فرضی برای نمایش محاسبات است و نتیجه یک معامله واقعی نیست.

  • جفت ارز یورو به دلار (EURUSD) در تایم فریم یک ساعته روند صعودی دارد. قیمت از 1.0820 تا محدوده 1.0880 رشد می کند.
  • سه کندل بیس بین 1.0866 و 1.0880 شکل می گیرد.
  • قیمت با دو کندل مومنتوم تا 1.0945 بالا می رود و مقاومت قبلی را می شکند. ساختار RBR است.
  • ناحیه 1.0866 تا 1.0880 یک گره تقاضای تازه است.
  • نزدیک ترین گره عرضه در 1.0940 قرار دارد.
پارامترمقدار
ورود (لیمیت خرید)1.0880
حد ضرر1.0862 (۴ پیپ زیر ناحیه)
حد سود1.0940
ریسک۱۸ پیپ
بازده هدف۶۰ پیپ
نسبت ریسک به بازدهحدود ۱ به ۳.۳

محاسبه حجم معامله بر اساس روش تعیین حجم در فارکس:

  • حساب ۱۰٬۰۰۰ دلاری با ریسک ۱ درصد، یعنی حداکثر ۱۰۰ دلار زیان مجاز.
  • ارزش هر پیپ برای یک لات استاندارد حدود ۱۰ دلار است.
  • حجم مناسب: ۱۰۰ تقسیم بر ۱۸۰، یعنی حدود ۰.۵۵ لات.
  • زیان در صورت فعال شدن حد ضرر: حدود ۹۹ دلار.
  • سود در صورت رسیدن به هدف: حدود ۳۳۰ دلار.

اگر قیمت با یک کندل مومنتوم نزولی ناحیه را بشکند و زیر 1.0862 بسته شود، معامله با زیان بسته می شود و گره باطل است. ثبت دوباره سفارش خرید در همان ناحیه توجیه تحلیلی ندارد.
در حساب های پراپ، زیان این معامله را در کنار محدودیت دراودان روزانه و کلی حساب بسنجید. قوانین هر پراپ فرم متفاوت است و باید پیش از تهیه حساب جداگانه بررسی شود.

چه زمانی گره باطل می شود؟ خطاهای رایج

گره زمانی باطل می شود که قیمت با قدرت از آن عبور کند و آن طرف ناحیه بسته شود. در RTM این وضعیت اینگلف شدن ناحیه نام دارد. عبور یک سایه از ناحیه لزوما به معنای ابطال نیست. بسته شدن بدنه کندل در پشت گره نشانه روشن تری است.
خطاهایی که بیشتر دیده می شوند:

  • معامله روی برخورد چندم: ناحیه ای که سه بار واکنش داده، احتمال شکست بیشتری دارد تا واکنش مجدد.
  • نادیده گرفتن تایم فریم بالاتر: گره پنج دقیقه ای در برابر یک ناحیه عرضه روزانه دوام کمی دارد.
  • گره دانستن هر رنج کوچک: گره ای که خروج پرقدرت ندارد، فقط یک توقف معمولی است.
  • معامله هنگام اخبار پرتاثیر: در زمان انتشار داده های مهم اقتصادی، اسپرد باز می شود و لغزش قیمت یا اسلیپیج افزایش می یابد. در این شرایط قیمت ممکن است بدون واکنش از گره عبور کند.
  • بزرگ کردن حد ضرر بعد از ورود: این کار منطق ستاپ را از بین می برد و زیان را از مقدار برنامه ریزی شده فراتر می برد.

تفاوت گره معاملاتی با اردر بلاک، ناحیه رنج و حمایت و مقاومت

تفاوت گره معاملاتی با اردر بلاک
این چهار مفهوم همپوشانی دارند، اما یکی نیستند. جدول زیر تفاوت ها را نشان می دهد.

مفهومتعریف کوتاهشکل روی چارتمبنای اعتبار
گره معاملاتیبیس فشرده پیش از حرکت قویزون کوچک چندکندلیقدرت خروج و تازگی
اردر بلاک (Order Block)آخرین کندل مخالف پیش از حرکت شکننده ساختارمعمولا یک کندلشکست ساختار و جمع آوری نقدینگی
ناحیه رنجنوسان طولانی بین سقف و کفمحدوده بزرگتعداد برخورد به سقف و کف
حمایت و مقاومت کلاسیکسطحی با چند واکنش قبلیخط یا نوار افقیتعداد واکنش ها

تفاوت اصلی در نگاه به تعداد برخورد است:

  • در تحلیل تکنیکال کلاسیک، برخورد بیشتر به معنای سطح معتبرتر است.
  • در منطق گره و عرضه و تقاضا، ناحیه تازه و برخورد نکرده اولویت دارد.

گره و اردر بلاک در عمل اغلب روی یک ناحیه قرار می گیرند. تفاوت آن ها بیشتر در چارچوب تحلیلی و قواعد تایید است.

جمع بندی

گره معاملاتی ابزاری برای یافتن نواحی ورود کم ریسک است، نه سیستم معاملاتی مستقل. کیفیت معامله به سه عامل وابسته است: قدرت خروج قیمت از گره، تازگی ناحیه و هم جهتی آن با تایم فریم بالاتر.
پیش از استفاده در حساب واقعی، شناسایی و اعتبارسنجی گره را با بک تست روی داده های گذشته و سپس در حساب دمو تمرین کنید. نرخ موفقیت و میانگین نسبت ریسک به بازده خود را هم ثبت کنید. این مطالب آموزشی هستند و توصیه مالی شخصی محسوب نمی شوند.

سوالات متداول

گره معاملاتی با بیس چه تفاوتی دارد؟
در عمل هر دو به یک ناحیه اشاره می کنند. بیس اصطلاح رایج در ادبیات عرضه و تقاضا است و گره نامی است که در آموزش های فارسی برای همان مفهوم و زیرشاخه های آن در RTM به کار می رود.
بهترین تایم فریم برای معامله با گره چیست؟
تایم فریم مشخصی برتری ندارد. روش رایج این است که گره را در تایم فریم بالاتر مانند چهار ساعته یا یک ساعته شناسایی کنید و برای ورود از تایم فریم پایین تر کمک بگیرید.
آیا گره در طلا و ارزهای دیجیتال هم کاربرد دارد؟
منطق عرضه و تقاضا در هر بازار نقدشونده ای قابل استفاده است. در نماد طلا و کریپتو نوسان بیشتر است. به همین دلیل فاصله حد ضرر از ناحیه باید بزرگ تر و حجم معامله کوچک تر انتخاب شود.
یک گره چند بار قابل معامله است؟
اولین بازگشت بیشترین اعتبار را دارد. برخورد دوم فقط زمانی قابل بررسی است که واکنش اول پرقدرت بوده باشد. بعد از آن احتمال شکست ناحیه افزایش می یابد.
شکست گره به چه معناست؟
یعنی سفارش های آن ناحیه توان نگه داشتن قیمت را نداشته اند. ناحیه شکسته شده گاهی در بازگشت بعدی نقش معکوس پیدا می کند. مثلا گره تقاضای شکسته شده می تواند به ناحیه عرضه تبدیل شود.

منابع

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید.