تحلیل فاندامنتال چیست؟

تحلیل فاندامنتال چیست؟

تقریبا هدف تمامی سرمایه گذاران از ورود به فارکس که بزرگترین بازار مالی جهان محسوب می شود، کسب سود از نوسانات قیمتی این بازار و يا سرمایه گذاری بلند مدت در این مسیر است. تحلیل فاندامنتال (تحلیل بنیادی) در کنار سایر روش های تحلیلی، از ضروریات ورود به بازارهای مالی به شمار می رود. با توجه به گسترش روز افزون بازارهای جهانی و جابه جایی روزانه میلیاردها دلار، لزوم استفاده از روش های متفاوتی که سهم هر یک از سرمایه گذاران از این بازار را افزایش دهد بیش از پيش حائز اهميت است.

۴.۷
★★★★★
★★★★★
(۱۴۵)به این مطلب امتیاز بده

تحلیل فاندامنتال چیست؟

تحلیل فاندامنتال یا تحلیل بنیادی، یعنی بررسی و ارزیابی ارزش واقعی و ذاتی یک دارایی مالی با توجه به اطلاعات مالی شرکت در مقایسه با شرایط جاری در اقتصاد کلان. تحلیل فاندامنتال نقطه مقابل تحلیل تکنیکال است، زیرا تحلیل تکنیکال بیشتر به بررسی رفتار قیمت‌ها و الگوهای نموداری می‌پردازد نه به بررسی ارزش واقعی دارایی.

تاریخچه تحلیل فاندامنتال نقش مهمی در درک استراتژی‌های سرمایه‌گذاری مدرن دارد. این روش که بر ارزش ذاتی یک شرکت از طریق بررسی صورت‌های مالی و شاخص‌های اقتصادی تمرکز دارد، در گذر زمان تکامل یافته است. درک و شناخت تحلیل فاندامنتال از طریق ریشه‌های پیدایش تحلیل بنیادی، نقاط عطف کلیدی و شخصیت‌هایی که در تحول آن نقش داشته‌اند تصویری روشن از چگونگی تبدیل شدن این روش به بخش جدایی‌ناپذیر از سرمایه‌گذاری و ترید در بازارهای مالی را به ما ارائه می‌دهد.

آموزش اصول تحلیل بنيادی

تحلیل فاندامنتال و دلایل اهمیت آن

این نوع تحلیل با تکیه بر اطلاعات مالی شرکت‌ها مانند صورت سود و زیان، ترازنامه، جریان‌های نقدی، و همچنین شاخص‌های اقتصادی مثل نرخ بهره، نرخ تورم و رشد اقتصادی انجام می‌شود که هدف آن تعیین این است که آیا قیمت فعلی یک دارایی در بازار با ارزش واقعی (ذاتی) آن تطابق دارد یا خیر. به همین منظور به عنوان یک فعال بازارهای مالی باید آشنایی کافی با مفاهیم تحلیلی مخصوصا تحلیل فاندامنتال و تکنیکال، تاریخچه تحلیل فاندامنتال و شناخت و درک کافی از مفاهیم پیش نیاز برای انجام این تحلیل‌ها را داشته باشید.

تفاوت تحلیل فاندامنتال با تحلیل تکنیکال

برای بررسی و پیش‌بینی رفتار قیمت‌ها در بازارهای مالی، معمولا دو روش اصلی وجود دارد: تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال. هر کدام از این روش‌ها دیدگاه و ابزار خاص خود را دارند.

تحلیل فاندامنتال از زاویه‌ای متفاوت به موضوع می‌نگرد. در این روش از تحلیل، تمرکز بر ارزش واقعی یک دارایی است. تحلیل‌گر فاندامنتال تلاش می‌کند تا عوامل پایه و مهمی که پشت قیمت یک سهم یا دارایی وجود دارد را بشناسد. این عوامل می‌توانند شامل وضعیت مالی شرکت، شرایط اقتصادی، میزان سودآوری، رقابت در بازار، و حتی مسائل سیاسی و اجتماعی باشند.

اما تحلیل تکنیکال بیشتر به رفتار قیمت‌ها در گذشته نگاه می‌کند. این روش با بررسی نمودارهای قیمتی، حجم معاملات و الگوهایی که بارها تکرار شده‌اند، سعی می‌کند روند آینده قیمت را پیش‌بینی کند. به عبارت ساده‌تر، تحلیل تکنیکال معتقد است که تاریخ قیمت‌ها بارها خودش را تکرار می‌کند و می‌توان با مطالعه آن، زمان مناسب خرید یا فروش را پیدا کرد.

سوال اصلی در تحلیل فاندامنتال این است که آیا قیمت فعلی این سهم یا دارایی، واقعا منعکس‌کننده ارزش حقیقی آن است؟

در پاسخ می‌توان گفت، گاهی ممکن است قیمت بازار پایین‌تر از ارزش واقعی باشد و این یعنی سهم ارزان است و می‌تواند رشد کند. گاهی هم قیمت از ارزش واقعی بالاتر است و ممکن است بازار بیش از حد به آن بها داده باشد.

پس به طور خلاصه می‌توان گفت که، تحلیل تکنیکال نگاه به رفتار قیمت‌ها و داده‌های گذشته دارد، ولی تحلیل فاندامنتال به دنبال درک علت‌های پشت صحنه و ارزش واقعی است.

تاریخچه تحلیل فاندامنتال

تاریخچه تحلیل فاندامنتال

ریشه‌های تحلیل فاندامنتال به نظریه‌های بنیادین در اقتصاد بازمی‌گردد که پایه‌های علمی شناخت و ارزیابی ارزش ذاتی دارایی‌ها را شکل دادند. به عنوان مثال، نظریهارزش کارکه توسط آدام اسمیت و کارل مارکس مطرح شد، بر این باور استوار است که ارزش یک کالا یا دارایی مرتبط با میزان کار و منابع صرف شده برای تولید آن است. به طور عملی، این نظریه باعث شد تحلیل‌گران برای ارزیابی شرکت‌های تولیدی، میزان سرمایه‌گذاری و نیروی کار صرف‌شده را بررسی کنند؛ مثلا در شرکت‌های خودروسازی، هزینه‌های تولید، نیروی کار و مواد اولیه یکی از عوامل اصلی در تعیین ارزش ذاتی سهام به شمار می‌رود.

از سوی دیگر، نظریهنفع‌مندی(Utility Theory) به ما می‌گوید که ارزش یک محصول یا سهام تا حد زیادی وابسته به میزان رضایت یا سودمندی آن برای مصرف‌کننده یا سرمایه‌گذار است. به عنوان مثال، سهامی مانند شرکت‌های فناوری مانند اپل، علاوه بر دارایی‌های فیزیکی، به دلیل توانایی در ارائه محصولات با کیفیت بالا و رضایت مشتریان، ارزشمند شناخته می‌شوند که این امر در تحلیل فاندامنتال مورد توجه قرار می‌گیرد.

نظریه عرضه و تقاضایکی از بنیادین‌ترین اصول اقتصادی است که توضیح می‌دهد چگونه تعامل بین عرضه سهام و تقاضا برای آن، قیمت بازار را تعیین می‌کند. مثلاً در بازار سهام، اگر اخبار مثبت درباره سودآوری یک شرکت منتشر شود، تقاضا برای سهام آن افزایش می‌یابد و قیمت آن بالا می‌رود. اما تحلیل فاندامنتال فراتر از این رفتارهای بازار، سعی می‌کند ببیند آیا این افزایش قیمت بر اساس ارزش واقعی شرکت است یا فقط به دلیل هیجان بازار است.

در قرن بیستم، با رشد اقتصاد کلان، تحلیل فاندامنتال به بررسی شاخص‌های اقتصادی بزرگ مانندنرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)،نرخ بهرهوتورمپرداخت. به طور مثال، در دوران رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸، کاهش چشمگیر GDP و افزایش نرخ بیکاری باعث شد بسیاری از تحلیل‌گران پیش‌بینی کنند که بسیاری از شرکت‌ها ارزش واقعی سهام‌شان پایین‌تر از قیمت بازار است، و این نکته به سرمایه‌گذاران هشدار داد برای کاهش ریسک تصمیم‌گیری کنند.

رویکرد (از بالا به پایین) یا (Top-Down) در عمل به این معناست که ابتدا تحلیل‌گر به وضعیت اقتصاد کلان نگاه می‌کند؛ مثلا پیش‌بینی می‌کند که نرخ بهره در آمریکا کاهش می‌یابد که معمولا برای بازار سهام خبر خوبی است. سپس به صنعت خاصی مثل فناوری نگاه می‌کند که ممکن است بیشترین بهره را از این کاهش نرخ ببرد، و در نهایت به شرکت‌های خاصی مثل مایکروسافت یا آمازون توجه می‌کند که پتانسیل رشد بالایی دارند.

انواع تحليل بنيادى و چطور میتوان از آن استفاده کرد؟

تحلیل بنیادی، به دو شکل وجود دارد که به آن تحلیل کمی و کیفی گفته می شود.

تحلیل کیفی

تجزیه و تحلیل کیفی، شامل آنالیز رفتار معامله گران، عرضه و تقاضا، و هدف آن شناخت دارایی است و می خواهد به این سوال پاسخ دهد که چرا بايد یک جفت ارز به این مسیر برود. همچنین در تحلیل کیفی می خواهیم بفهمیم چگونه اخبار و اطلاعیه ها می تواند روی حرکت یک دارایی تاثیر بگذارد و همچنین ارزش واقعی آن دارایی ها . این تحلیل بنیادی ممکن است شامل کیفیت مدیران کلیدی یک شرکت، شناسایی نام تجاری، حق ثبت اختراع، فناوری انحصاری آن و... باشد.

بنیادهای کیفی مهمی که همواره برای هر شرکت باید در نظر داشت، به شرح زیر هستند:

  • مدل کسب و کار:شرکت دقیقاً چه کاری انجام می دهد؟ به نظر می رسد پاسخ به این پرسش آسان نیست. اگر مدل کسب و کار شرکتی مبتنی بر فروش غذای آماده باشد، آیا درآمد خود را از این طریق به دست آورده است؟ یا فقط هزینه های حق امتیاز و سرقفلی را پرداخت می کند؟ بنابراین، مدل کسب وکار یک پارامتر مهم در تحلیل فاندامنتال است.
  • مزیت رقابتی:موفقیت طولانی مدت یک شرکت عمدتاً به دلیل داشتن مزیت رقابتی و حفظ آن است. مزیت های قدرتمند رقابتی، مانند نام تجاری و سلطه بر بازار، همانند ایجاد خندقی است که رقبا را از شرکت های دارای آن ها دور نگه می دارد. وقتی یک شرکت می تواند به یک مزیت رقابتی دست یابد، سهامداران آن می توانند برای دهه ها سود خوبی دریافت کنند.
  • مدیریت:برخی معتقدند که مدیریت مهم ترین معیار سرمایه گذاری در یک شرکت است. این گفته منطقی است؛ اگر رهبران شرکت نتوانند به درستی برنامه ها را اجرا کنند، حتی بهترین مدل کسب وکار نیز محکوم به شکست است. گرچه دیدار با مدیران و ارزیابی واقعی آن ها برای سرمایه گذاران خرد دشوار است، اما می توان با مراجعه به وب سایت شرکت، سوابق اعضای هیئت مدیره را بررسی کرد.
  • راهبری شرکتی:راهبری شرکتی سیاست های اعمال شده در یک سازمان را نشان می دهد و مبیّن روابط و مسئولیت های بین مدیریت ، مدیران و سهامداران است. این سیاست ها همراه با قوانین و مقررات شرکت در اساسنامه شرکت و آیین نامه آن تعریف و تعیین می شود. افراد تمایل دارند با شرکتی تجارت کنند که از نظر اخلاقی منصف باشد و شفاف و کارآمد اداره شود. به ویژه باید توجه کرد که آیا مدیریت به حقوق سهامداران و منافع آن ها احترام می گذارد یا خیر.

همچنین، در نظر گرفتن صنعت یک شرکت، پایگاه مشتریان، سهم بازار در بین شرکت ها، رشد کل صنعت، رقابت، مقررات و چرخه های تجاری عوامل مهم دیگری هستند که باید در نظر داشت. داشتن اطلاعات درباره نحوه کار صنعت درک عمیق تری از سرمایه مالی شرکت به سرمایه گذار خواهد داد.

نحوه انجام تحلیل تکنیکال

تحلیل فاندامنتال با بررسی معیارهای کلیدی مالی یک کسب‌وکار انجام می‌شود از جمله درآمد، سود، رشد و مزیت‌های اقتصادی احتمالی (Economic Moats). همچنین وضعیت کلی اقتصادهایی که شرکت در آن‌ها فعالیت می‌کند بررسی می‌شود و کسب‌ وکار با رقبای خود در همان صنعت مقایسه می‌گردد.

علاوه بر این، تحلیل فاندامنتال شامل جنبه‌های ذهنی نیز هست. برای مثال، ممکن است توانایی تیم مدیریتی را در نظر بگیرید، زیرا یک تیم کارآمد می‌تواند رشد شرکت را هدایت کرده و در دوران رکود از شرکت محافظت کند، در حالی که ضعف در مدیریت می‌تواند تاثیر منفی داشته باشد.اما نکته اصلی در تحلیل فاندامنتال این است که احساسات بازار، تبلیغات و هیاهو را نادیده می‌گیرد و به جای آن، دیدگاه‌های دقیق‌تری درباره پتانسیل بلندمدت یک سهم ارائه می‌دهد.

در این نوع از تحلیل بازارهای مالی، معمولا تحلیل را با بررسی اطلاعات مالی عمومی در دسترس مانند ترازنامه، صورت سود و زیان و جریان‌های نقدی شروع می‌کنید. سپس با استفاده از این داده‌ها به همراه تعداد سهام منتشر شده و قیمت سهم، می‌توانید نسبت‌های مالی مهم و تاثیرگذار را محاسبه کنید؛ از جمله پرکاربردترین نسبت‌هایی که باید آن‌ها را در تحلیل فاندامنتال محاسبه کنید عبارتند از: نسبت قیمت به درآمد (P/E)، نسبت قیمت به فروش، سود هر سهم (EPS)، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و… .

وقتی این داده‌ها را در اختیار داشته باشید، می‌توانید سهام خود را با رقبا در همان حوزه مقایسه کنید تا متوجه شوید آیا شرکت به صورت ذاتی کمتر یا بیشتر از ارزش واقعی‌اش قیمت‌گذاری شده است یا خیر. البته این تنها شروع یک کار تحقیقاتی بزرگ‌تر است. بررسی داده‌های کیفی مانند برنامه کسب‌ وکار، مدیریت و قدرت برندهای تجاری و اثر آن‌ها بر بازار نیز بسیار مهم است.

همچنین باید به عوامل کلان اقتصادی از جمله تولید ناخالص داخلی (GDP)، نرخ بیکاری، تورم و نرخ بهره که ده‌ها متغیر کلان دیگر هم وجود دارد توجه کنید. این عوامل به شما امکان می‌دهند نه تنها عملکرد یک شرکت را نسبت به رقبا، بلکه نسبت به کل بازار ارزیابی کنید.

در اصل، شما هم معیارهای داخلی شرکت و هم عوامل خارجی را تحلیل می‌کنید تا جایگاه شرکت در بازار و میزان توجیه‌پذیری ارزش بازار آن را بسنجید. یعنی به جای تمرکز بر نوسانات کوتاه‌مدت قیمت، روی چشم‌انداز بلندمدت تمرکز دارید. این موضوع برای سرمایه‌گذاران ارزش‌محور (Value Investors) که دنبال خرید سهامی با قیمت کمتر از ارزش ذاتی هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

اما باید بدانید که تحلیل فاندامنتال تنها در شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری مفید نیست، بلکه به شما کمک می‌کند تا از سرمایه‌گذاری در شرکت‌های بیش‌ارزش‌گذاری‌شده یا آن‌هایی که احتمالاً در دوره رکود دچار مشکل می‌شوند، اجتناب کنید. زیرا وقتی رکود اقتصادی رخ می‌دهد، شرکت‌هایی که از نظر مالی قوی هستند، می‌توانند از آسیب‌های دائمی محافظت شوند.

معیارهای کلیدی تحلیل فاندامنتال چیست و از کجا می‌توان آن‌ها را پیدا کرد؟

اگر قصد دارید تحلیل فاندامنتال یک شرکت مالی را از ابتدا شروع کنید، بهترین نقطه شروع معمولاً گزارش سالانه شرکت است یا به‌طور جایگزین، آخرین نتایج مالی سالانه. نامه مدیرعامل به سهامداران نیز اغلب داده‌ای کم‌ارزش‌نمایی‌شده است که بینش شخصی از نقاط قوت و ضعف فرصت سرمایه‌گذاری را ارائه می‌دهد.

بخش‌های مهم در گزارش سالانه

در گزارش سالانه باید بخشی درباره شرح کسب‌وکار وجود داشته باشد که محصولات اصلی شرکت، بازارهای هدف و مزیت‌های رقابتی را توضیح می‌دهد. همچنین بخشی به نام (بحث و تحلیل مدیریت) (Management’s Discussion and Analysis) وجود دارد که مربوط به عملکرد مالی، روندهای درآمد و جریان‌های نقدی است.

صورت‌های مالی کلیدی

صورت‌های مالی، به‌ویژه در نتایج کامل سالانه، اطلاعات مهمی درباره عملیات شرکت ارائه می‌دهند. مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  • صورت سود و زیان: درآمد، هزینه‌ها و سود خالص را نشان می‌دهد و به سرمایه‌گذار کمک می‌کند سودآوری و روندهای رشد را بسنجند.
  • ترازنامه: تصویری از دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام شرکت ارائه می‌کند و میزان پایداری مالی را نشان می‌دهد.
  • صورت جریان وجوه نقد: جریان‌های نقدی ورودی و خروجی از عملیات، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی را دنبال می‌کند و به سرمایه‌گذاران تصویر واضح‌تری از سلامت مالی شرکت می‌دهد.

از آنجا که جریان نقدی نسبت به سایر معیارها کمتر قابل دستکاری است، بسیاری از سرمایه‌گذاران فاندامنتال صورت جریان وجوه نقد را سند معتبر سلامت مالی شرکت می‌دانند.

جنبه‌های کمی و کیفی تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال به دو بخش کمی و کیفی تقسیم می‌شود. عوامل کمی شامل داده‌های قابل اندازه‌گیری ریاضی مانند درآمد، حاشیه سود و نسبت‌های مالی است. عوامل کیفی ویژگی‌های نامشهودی مانند کیفیت مدیریت، قدرت برند، مزیت‌های رقابتی، حاکمیت شرکتی و رضایت ذینفعان را ارزیابی می‌کنند.

هیچ کدام از این دو جنبه برتری ندارد، اما جنبه کیفی ذاتاً ذهنی است. در عین حال، بینش درباره عوامل کیفی می‌تواند تفاوت بین سرمایه‌گذاری ضعیف و سرمایه‌گذاری عالی را رقم بزند.

نسبت‌های مالی مهم در تحلیل کمی

نسبت‌های مالی دوست‌داشتنی هر سرمایه‌گذار فاندامنتال عبارتند از:

  • نسبت‌های سودآوری: مانند حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی و بازده حقوق صاحبان سهام که کارایی و عملکرد مالی را می‌سنجند.
  • نسبت‌های نقدینگی: شامل نسبت جاری و نسبت سریع که توانایی شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه‌مدت را ارزیابی می‌کنند.
  • نسبت‌های توانایی پرداخت بدهی: مانند نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و نسبت پوشش بهره که ثبات مالی و مدیریت بدهی بلندمدت را می‌سنجند.
  • نسبت‌های کارایی: مثل گردش دارایی‌ها و گردش موجودی کالا که نشان می‌دهند شرکت چقدر موثر از دارایی‌های خود استفاده می‌کند.

نسبت‌های ارزش‌گذاری: محبوب‌ترین نوع نسبت‌ها مانند نسبت قیمت به درآمد (P/E) و نسب قیمت به فروش که به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند بفهمند آیا سهام کم‌ارزش یا بیش‌ارزش‌گذاری شده است.

تحلیل بنیادی مناسب چه اشخاصی است؟

همانطور که پیش از این گفتیم تحلیل بنیادی ابزاری قدرتمند برای سرمایه گذاران با اهداف بلند مدت و رویکرد ریسک گریز است. با درک کامل مفاهیم اساسی آن، می توانید تعیین کنید که آیا این استراتژی با فلسفه سرمایه گذاری شما همسو است یا خیر.

  • سرمایه گذاران بلند مدت:کسانی که به جای سودهای سریع، به دنبال رشد پایدار در طول زمان هستند، از تحلیل بنیادی بهره مند می شوند. این شامل سرمایه گذارانی است که اهدافی مانند برنامه ریزی بازنشستگی یا تامین مالی تحصیلات فرزندان دارند.
  • سرمایه گذاران ریسک گریز:تحلیل بنیادی به شناسایی شرکت های با ثبات با سابقه مالی قوی کمک می کند. این رویکرد می تواند برای کسانی که به دنبال کاهش نوسانات در پرتفوی خود هستند جذاب باشد.
  • سرمایه گذاران ارزش محور:این افراد به دنبال شرکت هایی هستند که قیمت فعلی سهام آنها کمتر از ارزش ذاتی آنها است. تحلیل بنیادی ابزاری حیاتی برای شناسایی این فرصت های سرمایه گذاری است.

چه زمانی تحلیل بنیادی ممکن است بهترین گزینه نباشد؟

  • معامله گران کوتاه مدت:کسانی که به دنبال سودهای سریع از نوسانات کوتاه مدت قیمت هستند، ممکن است تحلیل بنیادی برای اهداف خود خیلی کند در نظر بگیرند.
  • سرمایه گذاران مبتدی:تحلیل بنیادی به دانش مالی و درک نسبت های کلیدی نیاز دارد. سرمایه گذاران جدید ممکن است بخواهند اصول اولیه را قبل از انجام تجزیه و تحلیل بنیادی بیاموزند.


هدف از تحلیل فاندامنتال در بازارها چیست؟

هدف نهایی از بررسی و تجزیه و تحلیل فاندامنتال این است که به ارزش ذاتی دارایی پی ببریم و برای آن ارزش کمی معین کنیم تا با مقايسه با قيمت فعلی بتوان تصمیم گرفت که آیا دارایی مورد نظر مناسب سرمایه گذاری هست یا نه. در حقیقت شما با دانستن ارزش واقعی دارایی می توانيد متوجه شوید که قیمت آن افزایش خواهد داشت یا کاهش مییابد.

عوامل موثر بر تحلیل فاندامنتال در بازار فارکس پیش از این متوجه شدید که بازار فارکس بازار جفت ارزها است. آنچه که در این بازار مورد بررسی قرار می گیرد ارزش ارز یک کشور در مقابل دیگری است. برای آنکه موفق شوید تحلیل فاندامنتال دقیق ارائه دهید، باید اقتصاد و عوامل تاثیر گذار بر آن را در هر کشور مورد بررسی قرار دهید. به عنوان مثال با مرور عواملی چون نرخ بیکاری، نرخ تورم، نرخ بهره، تراز بودجه و سایر شاخص های اقتصادی که در قسمت بالا نیز به آنها اشاره شد، خواهید توانست به بررسی هرچه دقیق تر اقتصاد آن منطقه بپردازید.

منابع یافتن اطلاعات فاندامنتال

برای به‌ دست آوردن اطلاعات فاندامنتال، می‌توانید به گزارش‌های سه‌ ماهه و سالانه شرکت مراجعه کنید که معمولا در وب‌ سایت‌های مربوط به بورس اوراق بهادار محل ثبت شرکت‌ها، قابل دسترسی است. همچنین بخش (اطلاعات سرمایه‌گذاران) در سایت رسمی شرکت‌ها شامل اطلاعات مفید فراوانی برای تحلیل فاندامنتال است.

برای سهام رشد محور، ارائه سرمایه‌گذاران (Investor Presentation) می‌تواند بسیار کاربردی باشد، اما توجه داشته باشید که این مستندات هم توضیحی و هم جنبه تبلیغاتی دارند. گوش دادن به جلسات گزارش درآمد اخیر شرکت نیز می‌تواند اطلاعاتی ارزشمند ارائه دهد که در جای دیگری یافت نمی‌شود.

علاوه بر این، ده‌ها وب‌ سایت خبری و داده‌های مالی مثل Google Finance وجود دارند، همچنین سرویس‌های اشتراکی مانند Bloomberg و FactSet اطلاعات بسیار دقیق‌تری ارائه می‌کنند.

بررسی اجمالی تحلیل فاندامنتال


موضوع

توضیح مختصر

تعریف تحلیل فاندامنتال

بررسی و ارزیابی ارزش واقعی یک دارایی با توجه به اطلاعات مالی شرکت و شرایط اقتصاد کلان

تفاوت با تحلیل تکنیکال

فاندامنتال به ارزش ذاتی نگاه می‌کند؛ تکنیکال به رفتار قیمت و الگوهای نموداری در گذشته توجه دارد

هدف اصلی

تعیین این‌که آیا قیمت فعلی دارایی با ارزش واقعی آن همخوانی دارد یا خیر

تاریخچه

ریشه در نظریه‌های اقتصادی مثل نظریه ارزش کار، نفع‌مندی و عرضه و تقاضا؛ تکامل یافته با اقتصاد کلان

روش تحلیل

بررسی صورت‌های مالی، شاخص‌های اقتصادی، مقایسه با رقبا، تحلیل مدیریت و عوامل کیفی و کمی

شاخص‌ها و نسبت‌های مالی

نسبت P/E، EPS، ROE، نسبت‌های سودآوری، نقدینگی، بدهی و کارایی

منابع اطلاعات

گزارش‌های سالانه و سه‌ماهه شرکت‌ها، وب‌سایت بورس، سایت شرکت‌ها، گزارش‌های سرمایه‌گذاران، رسانه‌ها

اهمیت

کمک به شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری ارزشمند و جلوگیری از سرمایه‌گذاری در دارایی‌های بیش‌ارزش‌گذاری شده

بخش‌های کمی و کیفی تحلیل

کمی: داده‌های مالی عددی؛ کیفی: مدیریت، برند، مزیت رقابتی، رضایت ذینفعان

رویکردهای تحلیل

از بالا به پایین (اقتصاد کلان → صنعت → شرکت)

کاربرد در شرایط رکود

ارزیابی استحکام مالی شرکت‌ها برای پیش‌بینی مقاومت در دوره‌های اقتصادی سخت


چه عواملی را باید در تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال در نظر گرفت؟

به طور کلی باید در ابتدا نسبت به عرضه و تقاضا ارز مورد نظر در بازار توجه کنید. از سوی دیگر باید آینده ارز دیجیتال را مورد نظر قرار دهید و با داشتن دانش و اطلاعات کافی از آن ارز اقدام به معامله کنید. نکته دیگر آن است که استخراج ارز مورد نظر نسبت به قیمت آن دارای ارزندگی باشد.

در صورت هزینه های گزاف و سرسام آور استخراج، با کاهش این ارز و در دنباله سیر نزولی آن مواجه خواهید شد. از عوامل موثر دیگری که باید به آن توجه داشت حجم معاملات در بازه های زمانی طولانی مدت مثلا یک ماهه است. حجم معاملات بالا در بازه زمانی مشخص، نشان دهندە میزان بالا تقاضای آن ارز و در نھایت ارزندگی آن مى باشد.

در نهایت تحلیل فاندامنتال یا همان تحلیل بنیادی از روش های بسیار مهم و اصلی در پیش بینی قیمت سهام و یا اوراق بهادار یا هر دارایی دیگر میباشد که برای استفاده سرمایه گذاران در بازارهای مالی بوجود آمده است.

تحلیل فاندامنتال به بررسی عواملی که به صورت بنیادین بر قیمت دارایی تاثیر می گذارد، می پردازد. برای هر چیزی که شما تمایل به خرید یا فروش دارید باید تحلیل فاندامنتال انجام دهید تا از سودآوری سرمایه گذاری خود اطمینان حاصل کنید.

توجه داشته باشید که برای رسیدن به سود دهی مناسب در بازار فارکس بعد از متوجه شدن و یادگیری کامل مفاهیم حداقل نیاز به 6 ماه کسب تجربه هستید تا به فکر سود دهی مناسبی از فارکس برسید. بهترین منبع آموزشی که به صورت رایگان در اختیار همگان و تریدر های ایرانی هست دوره صفر تا هزار که می توانید با مشاهده این دوره به اهداف و آرزوهایتان دست پیدا کنید.

نظرات

سجاد نوروزی

یه بار فقط با تکنیکال وارد پوند شدم، همون روز بانک انگلستان نرخ بهره رو تغییر داد و استاپم پرید. از اون روز اول تقویم اقتصادی رو می‌بینم بعد چارت.

ژاله فرامرزی

جامع و روون بود، از خوندنش لذت بردم.

امین ذاکری

برای شروع فقط دنبال کردن نرخ بهره و NFP کافیه یا باید همه شاخص‌ها رو رصد کنیم؟ یه لیست اولویت‌بندی شده بدید لطفاً.

آزاده مشایخی

همیشه از خبرا فرار می‌کردم چون فکر می‌کردم پیچیده‌ست. این مقاله نشونم داد فاندامنتال اونقدرام ترسناک نیست. مرسی.

حمید عابدی

فاندامنتال جهت کلی بازار رو میده و تکنیکال نقطه ورود رو. پونزده ساله تو بازارم و هنوز هیچ‌کدوم رو تنها استفاده نمی‌کنم.