
ماشین حساب حجم معامله برای چالش پراپ
ماشین حساب حجم معامله پراپ

ماشین حساب حجم معامله پراپ

استراتژی شما در بک تست و حساب شخصی سودده است، اما در چالش پراپ رد می شوید. این تناقض معمولا ربطی به تحلیل ندارد. چالش پراپ استراتژی را آزمایش نمی کند؛ رفتار شما را زیر فشار قوانین، مهلت زمانی و هزینه ای که پرداخت کرده اید آزمایش می کند. داده های صنعت هم همین را نشان می دهد: تحلیل FPFX Tech روی بیش از ۳۰۰ هزار حساب در ۱۰ پراپ فرم نشان می دهد فقط حدود ۱۴ درصد تریدرها چالش را پاس می کنند و از همان ها فقط ۴۵ درصد به اولین برداشت سود می رسند؛ یعنی حدود ۷ درصد کل شرکت کنندگان.

بسیاری از معامله گرانی که چالش پراپ را رد می شوند، استراتژی بدی ندارند. مشکل آن ها این است که در چند روز مشخص، بیشتر از ظرفیت قوانین حساب معامله می کنند و حد ضرر روزانه یا کلی را نقض می کنند. این رفتار اورتریدینگ (Overtrading) نام دارد و در گزارش های شرکت های پراپ، در کنار ریونج تریدینگ، یکی از دو علت اصلی شکست در مرحله ارزیابی معرفی می شود.

بخش قابل توجهی از معامله گرانی که در چالش پراپ رد می شوند، استراتژی ضعیفی ندارند؛ آن ها با یکی از قوانین حساب برخورد می کنند: سقف ضرر روزانه، سقف دراودان کل یا مهلت زمانی. یعنی حساب قبل از اینکه لبه معاملاتی فرصت نشان دادن خودش را پیدا کند، بسته می شود.

بهترین نسبت ریسک به ریوارد در پراپ تریدینگ یک عدد ثابت نیست. برای اکثر معامله گران، بازه ۱:۱.۵ تا ۱:۳ کاربردی است؛ اما اینکه در این بازه کجا قرار می گیرید، به وین ریت واقعی استراتژی، سبک معاملاتی و قوانین دراودان حساب پراپ بستگی دارد. نسبت ۱:۲ که در بیشتر منابع به عنوان پاسخ نهایی معرفی می شود، یک پیش فرض منطقی است، نه قانون.

ترید در زمان خبر در بیشتر پراپ فرم های فارکس یا محدود است یا هزینه دارد؛ اما شکل این محدودیت از یک پراپ به پراپ دیگر کاملا فرق می کند. یک پراپ فقط سود معامله خبری را حذف می کند، یکی حساب را نقض می کند، یکی فقط بخشی از سود را حساب می کند و یکی هم هیچ محدودیتی ندارد. به همین دلیل جمله «ترید در خبر ممنوع است» به تنهایی پاسخ درستی نیست.

پاسخ کوتاه: بستگی به پراپ فرم دارد، اما حتی در پراپ هایی که مارتینگل را ممنوع نکرده اند، محدودیت دراودان روزانه و کلی عملا اجازه بیش از دو یا سه پله افزایش حجم را نمی دهد. برخی پراپ ها مارتینگل را صریحا ممنوع کرده اند، برخی آن را زیر عنوان «رفتار قماری» می گیرند و برخی با شرط اجازه می دهند. فنفیکس طبق صفحه قوانین رسمی خود، مارتینگل و هر روش تعیین حجم بر پایه ضرر را خارج از چارچوب پذیرفته شده اعلام کرده است.

تارگت سود در چالش پراپ، درصد مشخصی از سرمایه اولیه حساب است که معامله گر باید بدون نقض قوانین ریسک به آن برسد تا مرحله ارزیابی را پاس کند. اگر تارگت ۱۰ درصد باشد، یعنی روی یک حساب ۱۰,۰۰۰ دلاری باید ۱,۰۰۰ دلار سود خالص از معاملات بسته شده ثبت شود.

دو حساب پراپ با دراودان کلی ۱۰ درصد می توانند رفتار کاملا متفاوتی داشته باشند. در یکی، خط قرمز حساب از روز اول ثابت می ماند و هر سودی که می سازید فاصله شما را از آن بیشتر می کند. در دیگری، خط قرمز همراه با سود شما بالا می آید و هرگز پایین برنمی گردد؛ یعنی ممکن است در حالی که حساب در سود است، با یک اصلاح معمولی قوانین را نقض کنید. اولی دراودان ثابت (Static Drawdown) و دومی دراودان تریلینگ (Trailing Drawdown) است که در فارسی معمولا «دراودان شناور» نامیده می شود.

پراپ تریدینگ و کپی تریدینگ هر دو به یک وعده مشترک شناخته می شوند: کسب درآمد از بازار بدون سرمایه زیاد. اما سازوکار آن ها کاملاً متفاوت است. در پراپ تریدینگ، شما با مهارت خودتان و با سرمایه یک شرکت معامله می کنید و بخشی از سود را می گیرید. در کپی تریدینگ، با سرمایه خودتان معاملات یک معامله گر دیگر را به صورت خودکار کپی می کنید.

دراودان روزانه سقف زیانی است که در یک روز معاملاتی مجاز هستید و هر روز از نو محاسبه می شود؛ دراودان کلی سقف زیانی است که در کل عمر حساب مجاز هستید و هرگز ریست نمی شود. این دو قانون از هم مستقل هستند و عبور از هر کدام، به تنهایی، چالش را رد یا حساب فاندد را حذف می کند. اشتباه رایج معامله گران این نیست که این دو عدد را نمی دانند؛ این است که نمی دانند هر کدام از چه مبنایی، از چه ساعتی و با کدام رقم (بالانس یا اکوئیتی) محاسبه می شود. در ادامه هر دو حد را با مبنای محاسبه، زمان ریست، مدل های ثابت و شناور، یک سناریوی عددی پنج روزه و روش تبدیل آن ها به حجم معامله بررسی می کنیم.

اگر تازه وارد بازار فارکس شده اید، سرمایه زیادی ندارید و درباره پراپ تریدینگ شنیده اید، احتمالا با سه پاسخ متفاوت روبه رو شده اید: بعضی می گویند پراپ اصلا جای مبتدی نیست، بعضی آن را بهترین نقطه شروع می دانند و بعضی جواب مشروط می دهند. هر سه گروه بخشی از واقعیت را می گویند.

فاندد اکانت (Funded Account) حسابی است که سرمایه آن را یک پراپ فرم در اختیار معامله گر می گذارد؛ معامله گر با این سرمایه معامله می کند و بخشی از سود به او پرداخت می شود. برای رسیدن به این حساب، معمولا باید ابتدا یک مرحله ارزیابی به نام چالش را با موفقیت پشت سر بگذارید و ثابت کنید که می توانید در چارچوب قوانین ریسک، سودآور باشید.

بیشتر پراپ فرم ها سود شما را در چرخه های ۱۴ روزه یا ماهانه پرداخت می کنند. یعنی سودی که امروز کسب کرده اید، ممکن است تا دو هفته دیگر در حساب قفل بماند و در همین فاصله، یک روز بد معاملاتی بخشی از آن را از بین ببرد. «پراپ با برداشت سود روزانه» وعده حل همین مشکل را می دهد.

بخش بزرگی از حساب هایی که در چالش های پراپ رد می شوند، نه به دلیل استراتژی ضعیف، بلکه به دلیل درک نادرست از قوانین دراودان از بین می روند. دراودان روزانه سقف ضرر مجاز شما در یک روز معاملاتی است و دراودان کلی سقف ضرر مجاز در کل عمر حساب. این دو قانون مبنای محاسبه، زمان ریست و پیامدهای متفاوتی دارند و اشتباه گرفتن آن ها با یکدیگر می تواند حتی یک حساب سودده را حذف کند.

بروکر (Broker) واسطه ای است که شما را با سرمایه شخصی خودتان به بازار متصل می کند و از اسپرد و کارمزد درآمد دارد؛ اما پراپ فرم (Prop Firm) پس از یک آزمون ارزیابی، سرمایه شرکت را در اختیار شما قرار می دهد و در عوض، بخشی از سود معاملات را برمی دارد. در بروکر تمام سود و زیان متعلق به شماست و در پراپ، ریسک سرمایه با شرکت است اما باید قوانین مدیریت ریسک آن را رعایت کنید.

نمودار قیمت، اولین چیزی است که هر معامله گر روی صفحه می بیند و بیشتر تصمیم های او بر پایه همان شکل گرفته می شود. با این حال، بسیاری از معامله گران فقط با نمودار شمعی کار می کنند و نمی دانند نمودار های دیگری وجود دارد که همان داده را با فیلتر، تأخیر یا زاویه دیگری نشان می دهند. انواع نمودار در تحلیل تکنیکال را می توان در سه خانواده جا داد: نمودار های زمان محور (خطی، میله ای، شمعی، هیکن آشی)، نمودار های قیمت محور که زمان را کنار می گذارند (رنکو، نقطه و شکل، کاگی، لاین بریک، رنج بار) و نمودار های حجم محور که حجم معاملات را وارد شکل نمودار می کنند. هیچ کدام از این نمودار ها به تنهایی «بهترین» نیست؛ هر یک بخشی از داده را برجسته و بخشی دیگر را حذف می کند.

تحلیل تکنیکال کلاسیک قدیمی ترین و پایه ای ترین مکتب تحلیل تکنیکال است؛ روشی که فقط با نمودار قیمت، خطوط روند، سطوح حمایت و مقاومت، الگو های نموداری و حجم معاملات کار می کند و از اندیکاتور های ریاضی، نسبت های فیبوناچی یا شمارش موج استفاده نمی کند. بسیاری از معامله گران این عبارت را با «الگو های کلاسیک» یکی می گیرند، اما الگو ها فقط یکی از ابزار های این مکتب هستند.

بیشتر معامله گران، الگو های کندل استیک را به شکل یک فهرست تصویری یاد می گیرند: شکل چکش، شکل دوجی، شکل پوشا. مشکل دقیقا از همین جا شروع می شود. شناخت شکل الگو ساده است، اما تشخیص اینکه یک الگو در چه شرایطی ارزش معامله دارد و در چه شرایطی صرفا نویز است، مهارت متفاوتی می خواهد. این مقاله سه چیز را کنار هم می گذارد که معمولا جدا از هم آموزش داده می شوند: شناسایی الگو، آمار منتشرشده درباره میزان اتکاپذیری هر الگو، و یک چارچوب عملی برای اینکه قبل از ورود به معامله چه چیزی را بررسی کنید. در انتها باید بتوانید تصمیم بگیرید کدام الگو ها ارزش تمرکز دارند و کدام یک فقط باید برایتان قابل تشخیص باشند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) یکی از شناخته شده ترین الگو های بازگشتی در نمودار قیمت است؛ سه قله که قله وسط بلندتر از دو قله کناری است و در انتهای یک روند صعودی هشدار تغییر جهت می دهد. مشکل اصلی معامله گران این نیست که شکل الگو را نمی شناسند؛ مشکل این است که نمی دانند کجا وارد شوند، حد ضرر را دقیقا کجا بگذارند، الگو واقعا چند درصد جواب می دهد و چه زمانی باید به آن بی اعتماد باشند. این مقاله دقیقا همین سوال ها را با اعداد، منبع و مثال عددی پاسخ می دهد.

اگر فقط دنبال پاسخ سریع هستید: فنفیکس چرخه برداشت روزانه را از همان اولین برداشت، با حداکثر سهم سود ۹۰٪، پرداخت در کمتر از ۴۸ ساعت و بدون پلن جداگانه یا سقف برداشت ارائه می دهد؛ یعنی حتی از مدل هفتگی که موضوع این مقاله است هم یک قدم جلوتر. جزئیات شرایط و مقایسه با الگوهای رایج بازار در ادامه آمده است.

بسیاری از معامله گران کریپتو مهارت تحلیل دارند اما سرمایه کافی ندارند. پراپ برای بازار کریپتو راه حلی برای همین مشکل است: شرکت پراپ سرمایه را تامین می کند و شما با پاس کردن یک آزمون، بخشی از سود معاملات را دریافت می کنید. اما پراپ کریپتو با پراپ فارکس تفاوت های مهمی دارد که اگر آن ها را ندانید، ممکن است بدون هیچ معامله زیان ده، چالش را از دست بدهید.

اگر تبعه افغانستانی یا عراقی هستید و در ایران زندگی می کنید، احتمالا تجربه رد شدن در احراز هویت یک صرافی یا بروکر را داشته اید. پراپ فرم ها هم همین چالش را دارند، اما با یک تفاوت مهم: در پراپ، شما سرمایه ارزی واریز نمی کنید و فقط هزینه چالش را می پردازید. به همین دلیل بسیاری از موانع بانکی و تحریمی که در بروکرهای خارجی وجود دارد، در پراپ فرم های فارسی زبان کمرنگ تر است.

اگر دنبال پراپ بدون ریسک شناور هستید، احتمالا یا یک بار حسابتان به دلیل این قانون از دست رفته، یا سبک معاملاتی شما با سقف ۲ درصدی ضرر باز سازگار نیست. این مقاله سه سوال اصلی را پاسخ می دهد: این قانون دقیقا چه چیزی را محدود می کند، پراپ های بدون این قانون در عوض چه محدودیتی دارند، و نبودن این قانون برای سبک معاملاتی شما مزیت است یا خطر.