
اورتریدینگ در چالش پراپ
بسیاری از معامله گرانی که چالش پراپ را رد می شوند، استراتژی بدی ندارند. مشکل آن ها این است که در چند روز مشخص، بیشتر از ظرفیت قوانین حساب معامله می کنند و حد ضرر روزانه یا کلی را نقض می کنند. این رفتار اورتریدینگ (Overtrading) نام دارد و در گزارش های شرکت های پراپ، در کنار ریونج تریدینگ، یکی از دو علت اصلی شکست در مرحله ارزیابی معرفی می شود.
آمار رسمی هم نشان می دهد این مسئله جدی است. یکی از شرکت های پراپ در افشای ریسک خود اعلام کرده که فقط حدود ۷.۳۵ درصد از خریداران چالش به مرحله فاندد می رسند. برآوردهای شخص ثالث برای شرکت های بزرگ دیگر نیز معمولا در بازه ۱۰ درصد قرار می گیرد، هرچند برخی شرکت ها نرخ های بالاتری برای بازه های زمانی مشخص اعلام کرده اند. فارغ از عدد دقیق، پیام روشن است: بخش بزرگی از این شکست ها به رفتار معامله گر برمی گردد، نه به تحلیل بازار.
این مقاله اورتریدینگ را دقیقا در بستر چالش پراپ بررسی می کند: چرا در حساب پراپ خطرناک تر از حساب شخصی است، چطور آن را در حساب خودتان تشخیص دهید، چه قوانین عددی برای کنترل آن بنویسید و اگر وسط چالش متوجه آن شدید چه کنید.
اورتریدینگ در پراپ یعنی چه؟ فقط تعداد معامله نیست
اورتریدینگ یعنی گرفتن معاملاتی که در پلن معاملاتی شما جایی ندارند. تعداد زیاد معامله فقط یکی از شکل های آن است. معامله گری که روزی دو معامله می گیرد اما حجم هر معامله را بعد از ضرر دو برابر می کند، به همان اندازه در معرض خطر است که معامله گری با پانزده معامله در روز.
برای اینکه بتوانید این رفتار را در خودتان تشخیص دهید، بهتر است چهار شکل آن را از هم جدا کنید.
اورتریدینگ تعدادی. معامله گر برای رسیدن سریع تر به تارگت سود، ستاپ های ضعیف یا نیمه کامل را هم می گیرد. نتیجه این است که میانگین کیفیت معاملات پایین می آید و تعداد ضررهای متوالی بیشتر می شود.
اورتریدینگ حجمی. تعداد معاملات عادی است اما حجم هر معامله بعد از یک ضرر یا یک برد بزرگ افزایش پیدا می کند. در منابع انگلیسی به این پدیده Risk creep می گویند. این شکل از اورتریدینگ خطرناک تر است، چون در ژورنال با تعداد معامله دیده نمی شود و فقط با بررسی سایز پوزیشن ها مشخص می شود.
اورتریدینگ زمانی. معامله در ساعت هایی که استراتژی برای آن ها تست نشده، مثل ادامه دادن معامله بعد از پایان سشن اصلی یا ورود در لحظه انتشار خبر. آشنایی با سشن های فارکس به وقت ایران کمک می کند این شکل را راحت تر تشخیص دهید.
اورتریدینگ نمادی. باز کردن هم زمان چند پوزیشن روی نمادهایی که با هم همبستگی بالایی دارند. مثلا سه معامله خرید روی EURUSD، GBPUSD و AUDUSD در عمل یک معامله بزرگ علیه دلار است، نه سه معامله مستقل. موضوع همبستگی جفت ارزها در چالش پراپ اهمیت زیادی دارد، چون یک حرکت دلار می تواند هر سه را هم زمان به ضرر ببرد.
فرق اورتریدینگ با اسکالپ برنامه ریزی شده
اسکالپ کردن به خودی خود اورتریدینگ نیست. معیار تفکیک، برنامه ریزی است. اگر استراتژی شما در بک تست روزی ده معامله با قوانین ورود و خروج مشخص می دهد و شما همان ده معامله را می گیرید، این اجرای پلن است. اورتریدینگ زمانی شروع می شود که معامله یازدهم بدون سیگنال و به دلیل «احساس اینکه بازار دارد حرکت می کند» گرفته شود. با این حال، هرچه تعداد معاملات بیشتر باشد، فاصله بین اجرای پلن و لغزش از آن کوتاه تر می شود. به همین دلیل بسیاری از معامله گران برای مرحله چالش، سبک اسکالپ را کنار می گذارند یا تعداد معاملات آن را محدود می کنند. برای تصمیم گیری در این مورد، مقایسه اسکالپ با سوئینگ تریدینگ در شرایط چالش می تواند مفید باشد.
اورتریدینگ و آندرتریدینگ؛ مرز میانه
نقطه مقابل اورتریدینگ، آندرتریدینگ (Undertrading) است: ترس از ورود حتی وقتی ستاپ کامل شکل گرفته. این حالت معمولا بعد از یک دراودان سنگین رخ می دهد. هدف این مقاله رساندن شما به نقطه صفر معامله نیست؛ هدف این است که تعداد و حجم معاملات شما دقیقا همان چیزی باشد که استراتژی تست شده تان تولید می کند، نه کمتر و نه بیشتر.
چرا اورتریدینگ در چالش پراپ خطرناک تر از حساب شخصی است؟
در حساب شخصی، یک روز بد فقط بخشی از سرمایه را کم می کند و می توانید فردا ادامه دهید. در چالش پراپ، یک روز بد می تواند کل حساب را ببندد، چون سه قانون به صورت خودکار و بدون استثنا اجرا می شوند: حد ضرر روزانه، حد ضرر کلی و در برخی شرکت ها قانون ثبات. اورتریدینگ دقیقا همین سه قانون را هدف می گیرد.
ریاضی ساده: حد ضرر روزانه تقسیم بر ریسک هر معامله
یک محاسبه ساده نشان می دهد چند ضرر متوالی در یک روز فاصله دارید تا حساب بسته شود:
تعداد ضرر متوالی قابل تحمل = حد ضرر روزانه ÷ ریسک هر معامله
جدول زیر این رابطه را برای رایج ترین ترکیب ها نشان می دهد:
| ریسک هر معامله | حد ضرر روزانه ۵٪ | حد ضرر روزانه ۴٪ | |||
| ۰.۵٪ | ۱۰ ضرر متوالی | ۸ ضرر متوالی | |||
| ۱٪ | ۵ ضرر متوالی | ۴ ضرر متوالی | |||
| ۲٪ | ۲ ضرر متوالی (ضرر سوم حساب را می بندد) | ۲ ضرر متوالی |
این جدول یک نکته مهم را روشن می کند: با ریسک ۲ درصد، فاصله شما تا از دست دادن حساب فقط دو معامله بد است. در چنین شرایطی حتی یک استراتژی با نرخ برد ۶۰ درصد هم آماری معمولی از سه ضرر متوالی تولید می کند. به همین دلیل بیشتر منابع تخصصی پراپ، ریسک ۰.۵ تا ۱ درصد را برای مرحله چالش پیشنهاد می کنند. برای تبدیل این درصد به لات، مقاله تعیین حجم در فارکس را ببینید.
نکته ای که این جدول نشان نمی دهد این است که اسپرد، کمیسیون و اسلیپیج هم از همین بافر کم می کنند. با ریسک ۱ درصد و حد ۵ درصد، عملا کمتر از پنج ضرر کامل جا دارید.
دراودان اکوئیتی محور و پوزیشن های باز هم زمان
بسیاری از شرکت های پراپ حد ضرر روزانه را بر اساس اکوئیتی (Equity) محاسبه می کنند، نه بالانس. یعنی ضرر شناور پوزیشن های باز هم شمرده می شود. اگر پنج پوزیشن هم زمان باز داشته باشید و همه با هم به ضرر بروند، حساب می تواند بسته شود بدون اینکه شما حتی یک معامله را ببندید. توضیح کامل این سازوکار را در مقاله ریسک شناور بخوانید.
این موضوع اورتریدینگ نمادی را به مرگبارترین شکل آن تبدیل می کند. سه پوزیشن روی نمادهای همبسته با ریسک ۱ درصد هر کدام، در لحظه حرکت خلاف جهت، ۳ درصد ضرر شناور ایجاد می کند؛ حتی اگر حد ضرر هیچ کدام هنوز فعال نشده باشد.
زمان ریست شدن حد روزانه هم مهم است. این ریست معمولا در ساعت مشخصی به وقت سرور شرکت انجام می شود، نه در نیمه شب به وقت ایران. پوزیشنی که قبل از ریست باز می ماند، ضرر شناورش به روز جدید منتقل می شود. جزئیات محاسبه را در مقاله دراودان در پراپ بررسی کرده ایم.
قانون ثبات؛ وقتی یک روز پرمعامله سودده هم پاس را باطل می کند
برخی شرکت های پراپ قانونی دارند که طبق آن سود یک روز نباید بیشتر از درصد مشخصی (معمولا بین ۲۰ تا ۴۰ درصد) از کل سود چالش باشد. اگر در یک روز با اورتریدینگ و شانس خوب ۱۵۰۰ دلار سود کنید و روزهای دیگر ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار، ممکن است تارگت را بزنید اما به دلیل نقض قانون ثبات در پراپ پاس نشوید. راهکار رایج برای این قانون، تقسیم تارگت سود بر ۱۰ و هدف گذاری روزانه بر اساس آن است. اگر شرکتی که چالش آن را خریده اید این قانون را دارد، اورتریدینگ حتی در روز سودده هم هزینه دارد.
سناریوی نمونه: مارپیچ یک روز روی حساب ۱۰۰ هزار دلاری
این یک سناروی فرضی است تا سازوکار را ملموس کند. فرض کنید حساب چالش ۱۰۰ هزار دلاری دارید، حد ضرر روزانه ۵ درصد (۵۰۰۰ دلار) و حد ضرر شخصی خودتان ۳ درصد است.
معامله اول و دوم طبق پلن گرفته می شوند و هر کدام ۰.۷۵ درصد ضرر می دهند. حالا ۱.۵ درصد (۱۵۰۰ دلار) در ضرر هستید. تا حد شخصی ۳ درصد هنوز فاصله دارید، اما احساس می کنید باید امروز جبران کنید. معامله سوم خارج از ستاپ و با حجم بیشتر گرفته می شود و ۱.۸ درصد ضرر می دهد. ضرر روز به ۳.۳ درصد (۳۳۰۰ دلار) رسیده و حد شخصی رد شده است.
در این نقطه فقط ۱.۷ درصد تا بسته شدن حساب فاصله دارید. اگر شرکت اکوئیتی محور باشد و شما با دو پوزیشن باز وارد یک خبر شوید، یک اسپایک قیمتی می تواند بدون فعال شدن حد ضرر، حساب را ببندد. اگر در ۳ درصد توقف کرده بودید، فردا با بافر کامل ادامه می دادید.
هزینه پنهان: اسپرد و کمیسیون بیست معامله چقدر از بافر می خورد؟
هزینه هر معامله به تنهایی کوچک به نظر می رسد، اما در اورتریدینگ جمع می شود. با یک فرض ساده: اگر هزینه رفت و برگشت هر معامله (اسپرد به اضافه کمیسیون) معادل ۰.۰۳ درصد حساب باشد، بیست معامله در روز ۰.۶ درصد از حساب را قبل از هر سود یا ضرری مصرف می کند. این عدد در روزهایی که اسپرد واید می شود، بیشتر هم خواهد بود. برای حسابی که ۵ درصد بافر روزانه دارد، این یعنی بیش از ده درصد بافر فقط صرف هزینه معاملاتی شده است.
نشانه های اورتریدینگ؛ چطور آن را در ژورنال و داشبورد پراپ ببینیم
اورتریدینگ در لحظه احساس نمی شود، چون هر معامله در لحظه ورود منطقی به نظر می رسد. تشخیص آن فقط با بررسی داده های حساب ممکن است. داشبورد بیشتر شرکت های پراپ و ژورنال معاملاتی شخصی شما، همه چیزی است که برای این تشخیص نیاز دارید.
این نشانه ها را در معاملات هفته گذشته بررسی کنید:
- تعداد معاملات یک روز به طور محسوس بالاتر از میانگین روزهای دیگر است.
- حجم معامله بعد از یک ضرر افزایش پیدا کرده است.
- حجم معامله بعد از یک برد بزرگ افزایش پیدا کرده است.
- فاصله زمانی بین بسته شدن یک ضرر و باز شدن معامله بعدی کمتر از چند دقیقه است.
- معاملاتی خارج از سشن تعریف شده در پلن وجود دارد.
- چند پوزیشن هم زمان روی نمادهای همبسته باز شده است.
- معامله ای بدون توضیح مشخص ستاپ در ژورنال ثبت شده است.
- پرضررترین روز هفته، پرمعامله ترین روز هفته هم بوده است.
اگر سه مورد یا بیشتر از این فهرست را در یک هفته می بینید، الگو وجود دارد.
خودآزمون شش سوالی
قبل از شروع روز معاملاتی، به این سوال ها صادقانه جواب دهید. جواب «بله» به هر کدام یعنی احتمال اورتریدینگ امروز بالاست:
- آیا دیروز ضرر کرده ام و می خواهم امروز جبران کنم؟
- آیا دیروز سود خوبی کرده ام و احساس می کنم بازار را فهمیده ام؟
- آیا به پایان مهلت چالش نزدیک می شوم و هنوز از تارگت فاصله دارم؟
- آیا امروز بیشتر از سه نماد را زیر نظر دارم؟
- آیا در چند روز گذشته استراتژی یا تایم فریم را عوض کرده ام؟
- آیا حوصله ام از بازار رنج سر رفته است؟
مطالعه موردی: پرمعامله ترین روز، زیان ده ترین روز
شرکت FTMO در یکی از بررسی های حساب معامله گران موفق خود، حسابی را تحلیل کرده که در دو هفته ۴۱ معامله با نسبت ریسک به ریوارد میانگین ۳.۲۵ انجام داده و بیش از ۱۶ هزار دلار روی حساب ۱۰۰ هزار دلاری سود کرده است. نکته این بررسی آن است که همین معامله گر، بیشترین تعداد معامله را در روز اول انجام داده و همان روز یکی از زیان ده ترین روزهای او بوده است. منحنی حساب او در منطقه منفی شروع می شود و فقط بعد از کاهش تعداد معاملات، به سوددهی می رسد. این الگو در مصاحبه های شرکت با معامله گران فاندد هم تکرار می شود: بسیاری از آن ها دشوارترین بخش چالش را کنترل تعداد معاملات معرفی می کنند، نه پیدا کردن ستاپ.
ریشه های اورتریدینگ در فضای چالش
اورتریدینگ یک مشکل رفتاری است، نه یک مشکل استراتژی. بیشتر معامله گران می دانند چه کاری باید بکنند؛ مشکل در اجرای آن زیر فشار است. شناخت اینکه کدام محرک شما را به اورتریدینگ می کشاند، اولین قدم برای طراحی قانون مقابله با آن است.
فشار تارگت و مهلت چالش
چالش پراپ یک هدف عددی و معمولا یک بازه زمانی دارد. این ترکیب ذهن را از «آیا این ستاپ معتبر است؟» به «چقدر تا تارگت مانده؟» منتقل می کند. وقتی معیار تصمیم فاصله تا تارگت باشد، هر معامله ای که بتواند این فاصله را کم کند منطقی به نظر می رسد. راه حل این است که تارگت را نتیجه جانبی اجرای درست بدانید، نه هدف روزانه.
ریونج تریدینگ بعد از ضرر
بعد از یک ضرر، مغز به دنبال بازگرداندن فوری وضعیت به حالت قبل است. ریونج تریدینگ (Revenge Trading) یعنی ورود سریع به معامله بعدی با هدف جبران، نه با هدف اجرای ستاپ. این رفتار معمولا با افزایش حجم همراه است و به همین دلیل اغلب زنجیره ضرر را از یک ضرر کوچک به یک روز از دست رفته تبدیل می کند.
اعتماد به نفس کاذب بعد از برد
بعد از چند برد متوالی، معامله گر احساس می کند بازار را خوانده و شروع به دیدن سیگنال در جاهایی می کند که قبلا نمی دید. این حالت اعتماد به نفس کاذب در ترید به اندازه ریونج تریدینگ خطرناک است، چون معمولا با افزایش حجم و شل شدن معیار ورود همراه است. نکته مهم این است که کسی که بعد از ضرر مراقب اورتریدینگ است، معمولا بعد از برد غافلگیر می شود.
بی حوصلگی و خلاقیت در دیدن سیگنال
در بازار رنج یا سشن کم حجم، معامله گر روزانه احساس می کند باید کاری بکند. در این حالت ذهن شروع به «ساختن» سیگنال می کند: کندلی که در روز عادی نادیده گرفته می شد، حالا تاییدیه به نظر می رسد. هرچه تعداد نمادهای زیر نظر بیشتر باشد، این خلاقیت فرصت بیشتری برای فعال شدن پیدا می کند.
تغییر مکرر استراتژی وسط چالش
وقتی چند معامله طبق پلن ضرر می دهد، وسوسه تغییر استراتژی یا تایم فریم پیش می آید. هر تغییر یعنی مجموعه ای از معاملات تست نشده که آمار آن ها را نمی دانید. مرحله چالش زمان آزمایش نیست؛ استراتژی باید قبل از خرید چالش بک تست و فوروارد تست شده باشد.
نگاه روان شناسی: فاصله انتظار سود با فرصت واقعی بازار
برت استینبارگر، روان شناس بازارهای مالی، ریشه اورتریدینگ را فاصله بین انتظار معامله گر از سود با فرصت هایی می داند که بازار در آن لحظه ارائه می دهد. وقتی این فاصله زیاد باشد، معامله گر به جای انتظار برای فرصت، فرصت را با معامله بیشتر جایگزین می کند. در چالش پراپ این فاصله به صورت ساختاری وجود دارد، چون تارگت از قبل تعیین شده و بازار به آن اهمیتی نمی دهد. اگر این فشار ذهنی برای شما آشناست، تکنیک های کنترل احساسات در ترید می تواند به مدیریت آن کمک کند.
قرارداد شخصی ضد اورتریدینگ؛ نه قانون عددی برای چالش
بهترین دفاع در برابر اورتریدینگ، تصمیم گیری در لحظه نیست؛ قانونی است که قبل از شروع روز نوشته شده و در لحظه فقط اجرا می شود. قوانین زیر را قبل از خرید یا شروع چالش روی کاغذ بیاورید و اعداد آن را با استراتژی خودتان پر کنید. این قوانین در کنار هم یک پلن معاملاتی مخصوص مرحله چالش می سازند.
سقف تعداد معامله در روز
منابع تخصصی در این مورد اختلاف دارند: برخی شرکت های پراپ یک تا سه معامله در روز پیشنهاد می کنند، برخی سه تا پنج، و بعضی استراتژی «یک معامله در روز» را برای سازگاری با قانون ثبات توصیه می کنند. دلیل این اختلاف ساده است: عدد درست به سبک شما بستگی دارد.
روش تعیین عدد شخصی: میانگین تعداد معاملات روزانه استراتژی خود را از بک تست یا فوروارد تست بردارید و سقف روزانه را همان عدد یا حداکثر یک واحد بیشتر از آن قرار دهید. اگر استراتژی شما به طور میانگین دو معامله در روز می دهد، سقف سه معامله منطقی است و سقف شش معامله بی معنی.
حد ضرر روزانه شخصی زیر حد شرکت
حد ضرر شخصی خود را یک تا دو درصد پایین تر از حد شرکت تعریف کنید. اگر حد شرکت ۵ درصد است، توقف در ۳ درصد به شما بافر می دهد تا اسلیپیج، واید شدن اسپرد در زمان خبر یا ضرر شناور پوزیشن باز، حساب را نبندد. برخی منابع محافظه کارتر حد ۱ تا ۱.۵ درصد را پیشنهاد می کنند. هرچه استراتژی شما ضررهای متوالی بیشتری در بک تست نشان می دهد، این بافر باید بزرگ تر باشد.
وقتی به حد شخصی رسیدید، پلتفرم را ببندید. این قانون استثنا ندارد، چون هر استثنا در روزی اتفاق می افتد که بیشترین احتمال اورتریدینگ را دارد.
ریسک ثابت هر معامله و ممنوعیت افزایش حجم
ریسک هر معامله را به صورت درصد ثابتی از حساب (معمولا ۰.۵ تا ۱ درصد) تعریف کنید و در طول چالش تغییر ندهید؛ نه بعد از ضرر و نه بعد از برد. اورتریدینگ حجمی دقیقا از شکستن این قانون شروع می شود. روش هایی مثل مدیریت سرمایه به روش مارتینگل که حجم را بعد از ضرر افزایش می دهند، با ساختار حد ضرر روزانه پراپ سازگار نیستند و در برخی شرکت ها ممنوع هستند. راهنمای کامل تر را در مدیریت ریسک در پراپ بخوانید.
قانون دو ضرر مساوی تعطیل
یک قانون ساده که در چند شرکت پراپ توصیه می شود: بعد از دو ضرر متوالی در یک روز، معامله تمام است. این قانون معمولا قبل از رسیدن به حد ضرر شخصی فعال می شود و دقیقا همان لحظه ای را هدف می گیرد که ریونج تریدینگ شروع می شود. اگر استراتژی شما نرخ برد پایین و ریسک به ریوارد بالایی دارد، می توانید این عدد را به سه ضرر تغییر دهید، اما نه بیشتر.
محدود کردن نمادها و سشن
تعداد نمادهای زیر نظر را به یک تا سه نماد محدود کنید و از بین آن ها نمادهای همبسته را حذف کنید. سشن معاملاتی خود را هم مشخص کنید و بعد از پایان آن، چارت را نبینید. برای انتخاب بازه زمانی مناسب، مقاله بهترین ساعت های معامله برای پاس کردن چالش پراپ راهنمای مفیدی است. هر نماد و هر ساعت اضافه، یک فرصت اضافه برای «دیدن» سیگنالی است که وجود ندارد.
تاخیر اجباری بین سیگنال و ورود
بین شکل گیری سیگنال و ثبت سفارش، یک فاصله زمانی مشخص (مثلا پنج تا پانزده دقیقه) قرار دهید و در این فاصله چک لیست را مرور کنید. ممکن است چند ورود خوب را از دست بدهید. در چالش پراپ، از دست دادن یک معامله سودده هزینه ای ندارد؛ گرفتن یک معامله ضررده خارج از پلن هزینه دارد.
چک لیست پیش از ورود
قبل از هر معامله، این چند سوال باید جواب «بله» داشته باشند: ستاپ با تعریف استراتژی مطابقت دارد؟ نسبت ریسک به ریوارد حداقل به عدد تعیین شده در پلن می رسد؟ سقف تعداد معامله امروز پر نشده؟ ریسک این معامله به اضافه ضرر امروز از حد شخصی رد نمی شود؟ خبر مهمی در بازه نگهداری معامله وجود ندارد؟ نمونه کامل تر را در چک لیست معاملاتی ببینید.
روزهای بدون معامله را جزو برنامه بدانید
اگر در طول سشن هیچ ستاپ معتبری شکل نگرفت، روز بدون معامله یک نتیجه قابل قبول است، نه شکست. فقط توجه کنید که برخی شرکت ها حداقل تعداد روز معاملاتی دارند؛ این عدد را قبل از شروع بررسی کنید تا روزهای بدون معامله شما را زیر فشار زمانی قرار ندهد.
ژورنال هفت آیتمی و مرور هفتگی
برای هر معامله این هفت مورد را ثبت کنید: نماد، جهت، دلیل ورود، حد ضرر و تیک پرافیت، نسبت ریسک به ریوارد، حالت احساسی هنگام ورود و تصویر چارت. مرور هفتگی این ژورنال، همان جایی است که الگوهای اورتریدینگ (مثل افزایش حجم بعد از ضرر) قبل از تبدیل شدن به نقض قانون دیده می شوند.
وسط چالش هستم و فهمیدم اورتریدینگ کرده ام؛ پروتکل پنج گامی
اگر در میانه چالش متوجه اورتریدینگ شده اید، مهم ترین کار این است که با معامله بیشتر آن را جبران نکنید. این پنج گام را به ترتیب انجام دهید.
توقف همان روز و محاسبه بافر باقی مانده
همان لحظه معامله را متوقف کنید و دو عدد را روی کاغذ بیاورید: فاصله تا حد ضرر روزانه و فاصله تا حد ضرر کلی. اگر شرکت اکوئیتی محور است، ضرر شناور پوزیشن های باز را هم در این محاسبه بیاورید. این دو عدد تعیین می کنند گام های بعدی چقدر محافظه کارانه باشد.
ممیزی ژورنال سه روز اخیر
معاملات سه روز گذشته را با استراتژی مقایسه کنید و برای هر کدام مشخص کنید طبق پلن بوده یا خارج از آن. هدف این است که بفهمید کدام شکل اورتریدینگ (تعدادی، حجمی، زمانی یا نمادی) در حساب شما رخ داده، چون قانون اصلاحی هر کدام متفاوت است.
تصمیم ادامه یا ریست
اگر بافر کلی باقی مانده کمتر از سه برابر ریسک هر معامله است، ادامه دادن یعنی هر ضرر عادی می تواند حساب را ببندد و در این حالت فشار روانی خودش اورتریدینگ بعدی را می سازد. در چنین شرایطی بررسی گزینه ریست چالش یا شرایط ریفاند در پراپ شرکت، منطقی تر از ادامه با بافر ناکافی است. اگر بافر کافی دارید، به گام بعد بروید.
یک روز فاصله کامل
حداقل یک روز کامل معامله نکنید. این فاصله نه برای استراحت، بلکه برای قطع زنجیره ذهنی جبران است. بازگشت به چارت در همان روز، حتی با قصد «فقط نگاه کردن»، معمولا به معامله بعدی ختم می شود.
بازگشت با نصف حجم
روز اول بازگشت را با نصف ریسک عادی هر معامله شروع کنید و فقط وقتی سه روز متوالی طبق پلن معامله کردید، به ریسک عادی برگردید. این کار سرعت رسیدن به تارگت را کم می کند، اما حساب را در روزهایی که بیشترین احتمال تکرار اورتریدینگ را دارند، حفظ می کند.
اورتریدینگ بعد از پاس شدن؛ مرحله دوم و حساب فاندد
پاس شدن مرحله اول، مشکل اورتریدینگ را حل نمی کند؛ فقط شکل فشار را عوض می کند. در مرحله دوم، تارگت معمولا کمتر است و همین باعث می شود معامله گر احساس کند می تواند سریع تمامش کند. در حساب فاندد، فشار به سمت برداشت سریع سود اولیه می رود و بعضی معامله گران برای بزرگ تر کردن اولین برداشت، حجم یا تعداد معاملات را بالا می برند.
داده های منتشر شده شرکت های پراپ نشان می دهد بخش قابل توجهی از معامله گرانی که چالش را پاس می کنند، هرگز به برداشت سود نمی رسند. یکی از شرکت ها اعلام کرده فقط حدود ۷ درصد از پاس شدگان به مرحله دریافت سود می رسند. بخشی از این عدد به همان الگوی اورتریدینگ برمی گردد که این بار در حساب واقعی تکرار می شود. قوانین عددی که برای مرحله چالش نوشته اید، بعد از فاند شدن هم باید بدون تغییر اجرا شوند.
جمع بندی
اورتریدینگ در چالش پراپ به این دلیل خطرناک تر از حساب شخصی است که سه قانون خودکار (حد ضرر روزانه، حد ضرر کلی و در برخی شرکت ها قانون ثبات) اجازه جبران بعدی نمی دهند. این رفتار فقط تعداد معامله نیست؛ افزایش حجم بعد از ضرر، معامله خارج از سشن و باز کردن هم زمان پوزیشن روی نمادهای همبسته هم همان نتیجه را دارند.
راه کنترل آن، تصمیم گیری در لحظه نیست. قبل از شروع چالش، عددهای شخصی خود را بنویسید: سقف معامله روزانه بر اساس بک تست، حد ضرر روزانه زیر حد شرکت، ریسک ثابت هر معامله و قانون توقف بعد از دو ضرر متوالی. اگر وسط چالش متوجه الگو شدید، توقف، محاسبه بافر و بازگشت با نصف حجم، بهتر از تلاش برای جبران در همان روز است. برای بررسی سایر خطاهای رایج مرحله ارزیابی، مقاله اشتباهات رایج در چالش پراپ را بخوانید.
سوالات متداول
چند معامله در روز در چالش پراپ اورتریدینگ حساب می شود؟
عدد ثابتی وجود ندارد. معیار، میانگین تعداد معاملات استراتژی شما در بک تست است. هر معامله ای فراتر از آن که بدون ستاپ کامل گرفته شود، اورتریدینگ است؛ حتی اگر معامله سوم روز باشد.
آیا اسکالپ کردن در چالش پراپ اورتریدینگ محسوب می شود؟
نه، اگر تعداد و قوانین ورود آن از قبل تعریف و تست شده باشد. اما تعداد بالای معاملات، فاصله تا اورتریدینگ را کوتاه می کند و هزینه اسپرد و کمیسیون بیشتری از بافر روزانه مصرف می کند.
اگر یک روز اورتریدینگ کردم اما سود کردم، مشکلی هست؟
اگر شرکت شما قانون ثبات دارد، بله؛ سود بیش از حد یک روز می تواند پاس شدن را باطل کند. حتی بدون این قانون، سود روز اورتریدینگ نتیجه شانس است و همان رفتار در روز بعد می تواند حساب را ببندد.
آیا شرکت های پراپ اورتریدینگ را مستقیما ممنوع کرده اند؟
معمولا نه به این نام. اما از طریق حد ضرر روزانه، حد ضرر کلی، قانون ثبات و در برخی شرکت ها ممنوعیت رفتارهای شبیه قمار (مثل افزایش شدید حجم)، عملا آن را جریمه می کنند. قوانین دقیق هر شرکت را قبل از خرید چالش بخوانید.
بعد از یک روز اورتریدینگ چقدر باید فاصله بگیرم؟
حداقل یک روز معاملاتی کامل. اگر ضرر آن روز به حد شخصی شما نزدیک شده، تا زمانی که ژورنال سه روز اخیر را بررسی نکرده اید، برنگردید.
منابع
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید.
